http://www.ekanoon.com/wp-content/uploads/ashura-35.jpg

هنگامي كه حسين (ع) براي پيكار وارد ميدان شد، جسد ياران مقتول خود را مي ديد. ولي نه از دست دادن فرزندان و برادران عزم او را براي جنگ سست كرد، نه مشاهده اجساد يارانش كه نتوانسته بود جنازه آنها را از ميدان كارزار خارج نمايد. شب قبل حسين(ع) چون مجبور بود به كارهايش رسيدگي كند و ترتيب كارهاي خود را بعد از مرگش بدهد نتوانست بخوابد. در آن روز از بامداد تا موقعي كه آخرين مرد كاروان او به قتل رسيد، پياپي دچار داغ مرگ عزيزان و دوستانش شد، معهذا، وقتي وارد ميدان گرديد طوري بلند هماورد خواست كه در سپاه بين النهرين (كوفه) همه حيرت كردند.

حسين(ع) بعد از ورود به ميدان جنگ رجز خواند بدون اينكه صداي طبل، رجز او را همراهي نمايد. زيرا طبال كاروان حسين(ع) نيز كشته شده بود. حسين(ع) در رجز خود پند پدرش علي بن ابي طالب(ع) را ذكر كرد و گفت پدرم توصيه كرد كه به اجداد خود افتخار نكنيد، بلكه به علم و تقوي افتخار نمائيد. ولي امروز من در اين جا مي گويم كه پسر علي بن ابي طالب(ع) مرد بزرگ اسلام هستم كه جدم پيغمبر(ص) در روز غدير خم او را براي جانشيني خود انتخاب كرد و از اين جهت نام پدر را بردم كه در هويت من كسي ترديد نكند و كساني كه امروز در اين جا هستند نگويند كه او را نمي شناختيم و نمي دانستيم كه پسر علي بن ابي طالب(ع) و نوه پيغمبر اسلام (ص) است. من امروز در اين جا به عهدي كه با خداي اسلام كردم استوار ماندم و با خدا عهد كرده بودم كه تا آخرين نفس، براي بر انداختن بساط ظلم و كفر مبارزه كنم و همه چيز خود را فدا نمايم. تا اين كه بساط ظلم و كفر يزيد بن معاويه و اعوانش برچيده شود و به اين عهد وفا كردم و موافقت نمودم كه عزيزترين خويشاوندانم مقابل من به قتل برسند و هر كس پدر باشد مي داند كه تحمل كشته شدن فرزند مقابل چشم هاي پدر چقدر براي او دشوار مي باشد. ولي من فرزندان و برادران عزيزم را در راه دين خدا قرباني كردم و اينك هم آمده ام تا اين كه در راه دين خدا شمشير بزنم و ثابت كنم كه حسين بن علي(ع) زير بار كفر و ظلم نمي رود.